وبلاگicon
✿شگفت انگيز✿ܓܨ Wonderful ❤Phenomenal ☆

✿شگفت انگيز✿ܓܨ Wonderful ❤Phenomenal ☆
ღღ هــــــوای حوصله ابـــــریست ღღ ☆ باور كردني نيست اما حقيقت دارد ! وب شگفت انگیز اتفاقی نیست ..☆ 
قالب وبلاگ
دوستان عزیزم
مطالب جالب و خواندنی

غم انگیز وبلاگ دومم

شگفت انگیز اتفاقی نیست
وقتی پشتت حرف زیاده که یا" آرزوشونه جات باشنُ نمی تونن" یـــا اینکه می خوان باهات

باشنُ در حدت نیستن

-----------------------------------------------------

زنهار 

آنکه تو را از سگ میترساند 

خود 

گرگ نباشد

 *********************** ************* ************

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود نوبت به او رسید:

دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟

گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم! پس پذیرفته شد.

چشمانش را بست دید به شکل درختی در جنگل بزرگ در آمده است با خود گفت:

من که این را نخواسته بودم حتما اشتباهی رخ داده است...!

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد با خود گفت:

این چنین عمر من به پایان رسیده است؟و من بهره ی خود را از زندگی نگرفته ام!

با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدای غریب که از روی تنش بلند میشد بیدار شد.

حالا تخته سیاهی بر روی دیوار کلاس شده بود.!

      *      *     *  

رابرت داوینسن زو،قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی که در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شد.در پایان مراسم زنی به سوی او دوید و با تضرع و التماس از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودکش را از مرگ نجات دهد.

زن گفت که او هیچ هزینه ای برای درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند او میمیرد.قهرمان گلف دریغ نکرد و بلافاصله تمام پولی را که برنده شده بود به زن بخشید.

هفته ها بعد،یکی از مقامات رسمی انجمن گلف به او گفت:که ای رابرت ساده لوح!خبر های تازه برایت دارم،آن زنی که از تو پول خواسته بود اصلا بچه مریض ندارد،حتی ازدواج هم نکرده و او او تو را فریب داده دوست من!

رابرت با خوشحالی جواب داد:

خدا را شکر...پس هیچ بچه ای در حال جان دادن نبوده است.این که خیلی عالی است!

   *      *     *  

مروری بر یک خاطره جالب و دوست داشتنی باورت نمیشه کلیک نکن


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: متنوع و متفاوت، جالب و خواندنی، تازه های شگفت انگیز، مطالب با حال
برچسب‌ها: کلبه قصه, پند های غمناک, شگفت انگیز, جالب و ناب, سرگرمی جدید
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]
امام حسن مجتبی ( ع )

شوخی ، شخصیت و وقار انسان را از بین می برد و چه بسا افراد ساکت دارای شخصیت و وقار عظیمی هستند

سازمان بهداشت جهانی برای آزمایش یک واکسن خطرناک وجدید احتیاج یه داوطلب داشت.

 از میان مراجعین فقط سه نفر واجد شرایط اعلام شدند:

یک آلمانی ،یک فرانسوی و یک ایرانی قرار شد با تک تک آنان مصاحبه شود برای انتخاب نهایی مصاحبه از آلمانی پرسید: برای اینکار چقدر پول میخواهید؟

او گفت من صد هزار دلار، این را میدهم به زنم که اگر از این واکسن مردم یا فلج شدم، زنم بی پول نماند.

مصاحبه گر او را مرخص کرد وهمین سوال را از فرانسوی نمود.

او گفت من دویست هزار دلار میگیرم، صدهزار تا برای زنم و صد هزار تا برای معشوقه ام.

وفتی او هم رفت، ایرانی گفت من سیصد هزار دلار می خواهم.

صد هزار برای خودم

صد هزار تا هم حق حساب شما

صد هزار تاش هم میدیم به آلمانی که واکسن را بهش بزنیم !

**************************************************

طرف از پشت شیشه کبابی کباب خوردن یکی دیگه رو نگاه میکرد
یه هو میزنه به شیشه
طرف میگه چیه؟
میگه: پیازم بخور

شخصی ایرانی در خاطراتش نقل می کرد :


در دوره تحصیلم در آمریکا با یک دختر آمریکایی به نام "کاترینا" و همین طور "فیلیپ" که نمی شناختمش، هم گروه شدم.
از کاترینا پرسیدم: فیلیپ رو می شناسی ؟
کاترینا گفت: آره، همون پسری که موی بلوند قشنگ داره و ردیف جلو می شینه.
گفتم: نمی دونم کی رو می گی ؟!
گفت: همون پسر خوش تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش می کنه !
گفتم: نمی دونم منظورت کیه ؟
گفت: همون پسری که کیف و کفشش همیشه ست هست با هم !
باز هم نفهمیدم منظور کاترین کی بود !
کاترینا تُن صداش رو یکم پائین آورد و گفت: فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی که روی ویلچر می شینه.
این بار دقیقا فهمیدم کی رو می گه، ولی به طرز غیرقابل باوری رفتم تو فکر.

آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ویژگی های منفی و نقض ها چشم پوشی کنه.
اگر کاترین درباره فیلیپ از من می پرسید، چی می گفتم ؟
حتما سریع می گفتم همون معلوله دیگه، وقتی نگاه کاترینا رو با دید خودم مقایسه کردم، خیلی خجالت کشیدم.


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: مطالب خواندني، متنوع و متفاوت، داستانک جدید ، جذاب، داستان های عبرت آموز
برچسب‌ها: خاطرات زیبا, داستان آموزنده, پند های بامزه, داستان زیبا جدید, روش و نحوه گرفتن فال قرآن
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

تهرانیه تو حج ، پرده کعبه رو گرفته بود میگفت:خدایا توبه...دیگه برای غضنفر جوک نمیسازم!

یه دفعه غضنفر میزنه رو شونش میگه:داداش قبله از کدوم طرفه؟

تهرانیه داد میزنه:خدایا خاطره که میتونم تعریف کنم برای دوستام ؟

 ---------------------------------------------------------

یه بنده خدایی 6 تا دختر داشت هر کدوم از یکی قشنگ تر ولی دختر وسطی از لحاظ ظاهری و عقلی نسبت به بقیه مشکل داشت و عقب مانده تر بود پدر و مادر هم واسه اینکه این دخترشون دچار ناراحتی و افسردگی نشه همیشه می گفتن تو بهترین دختر ما هستی یه جور روحیه کاذب بهش می دادند سال ها  گذشت یه بار خونه این خانواده بزرگ های طایفه جمع شدند و بحث می کردند در غیاب صاحب خانه یکی از بزرگان گفت : این آشنای ما دختر های خوبی داره و در بین ما هم پسران شایسته و به سن ازدواجی وجود داره چه خوبه فعلاً برای دختر خوبه این خانواده قرار ازدواجی بگذاریم الان تصور کنید اون دختر عقب افتاده پشت در گوش ایستاده دوباره آن شخص گفت چه خوبه به زودی واسه دختر خوبه این خانواده قدمی برای ازدواج برداریم که ناگهان دختر عقب افتاده درب رو باز می کنه و داد می زنه من دختر خوبه هستم من دختر خوبه هستم و اینطور شد که اون 6 دختر سالهاست خانه نشین شده اند .

 ***************************************

حیف نون می ره عیادت مادرزنش. می پرسه “بهتری؟”

مادرزنش می گه: “تبم قطع شده ولی گردنم هنوز درد می کنه…”

حیف نون می گه: “انشاالله اون هم قطع می شه!”


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: مطالب خواندني، اس ام اس خاص، مطالب با حال
برچسب‌ها: جوک خنده دار, لطیفه غضنفری, داستان دختر, پایگاه خنده و شادی
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]
از مردم نرنج ! نیش زدن طبیعتشان است  عمریست به هوای بارانی می گویند خراب

آدمهای خوب نه خاطره اند ، نه تاریخ بلکه حقیقت روزگارند درست مثل خودت

ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﺗﻮ ﺩﻭﯾﺪﯼ ﺍﻭ ﺩﻭﯾﺪ 

ﻣﺎﻝ ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯿﻪ؟؟؟؟

ﺷﺎﮔﺮﺩ :ﻣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﺍﻧﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ

 --------------------------------------

کوچه را دیدی به وقت شب چه تنها می شود

                                         بی تو از آن کوچه هم تنها ترم

شخصی را برای اعدام پای چوبه دار بردند آن شخص خنده ای بر لب داشت

گفتند چرا داری میخندی .گفت آدم بی گناه تا پای چوبه اعدام میره اما بالای دار نمیره

گفتند دوره ی این حرف ها گذشته است برو بالای دار...

یوسف در چاه افتاد و تو در قلب من

                    او عزیز مصر شد و تو عزیز دل من !!


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: پيامك هاي زيبا عاشقانه، پيامك جالب و متنوع، جالب و خواندنی، مطالب با حال
برچسب‌ها: تک نوشته, مطالب زیبا, پیامک فوق العاده, متن نوشته جدید
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

داستانی ترسناک :

آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!

داستانی طنز :

جواني از بيكاري رفت باغ وحش پرسيد
استخدام داريد؟
مسئول آنجا گفت مدرك چي داري گفت : ديپلم
ادامه داد  يه كاري برات دارم حقوقشم خوبه پسره قبول كرد
مسئول باغ وحش گفت :ما اينجا ميمون نداريم ميتوني بري تو پوست ميمون تو قفس تا ميمون برامون بياد چند روزي گذشت يه روز جمعه كه شلوغ شده بود .
پسره توي قفس پشتك وارو ميزد ، از ميله ها بالا پائين ميرفت .
جو گير شد زيادي رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شيره ، داد زد كمك کمک !!!!!!!
شيره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهانش گفت :
آبرو ريزي نكن من ليسانس دارم. .

 ***********************************

روزی تمام روستایی ها تصمیم گرفتند تا برای بارش باران دعا کنند

در روزی که برای بارش باران همگی دور هم جمع شدند

 تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت

این یعنی ایمان


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: جالب و خواندنی، داستانک جدید ، جذاب، مطالب با حال، داستان آموزنده و شگفت انگیز
برچسب‌ها: داستان های طنز, داستان بامزه, داستان ترسناک, داستان های ناب, حکایات شیرین
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وب شگفت انگیز


( الله نور السماوات و الأرض )

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

ادعا نمی کنیم که بهترین و متنوع ترین وبلاگ هستیم
اما خرسندیم که بهترین ها از این وب بازدید می کنند


جنگل به سلطانش مینازه...
بلاگفا هم به شگفت انگیز

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا

هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سلام دوست عزیز ممنون که این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردید .
احسانم و به شما خیر مقدم می گویم .
-------------------------------------------
پیشنهاد دوستانه :
به جای اینکه وقت خود را برای خواندن و دیدن چندین وبلاگ جدید هدر دهید موضوعات و مطالب وب شگفت انگیز را چندین بار بخوانید !!!

ღღღღღღღღღღღღ

یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و برگ و گل و خار،
همه همسایه دیوار به دیوار همند..
-------------------------------------------
شعار وب شگفت انگیز :

من مسئول آنچه هستم ، که می گویم؟
نه آنچه که شما برداشت می کنید!!!

شگفت انگیز اتفاقی نیست .....

++++۞۞۞۞۞۞++++++


گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
و گرنه من همان خاکم که هستم

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

آدما دو دسته هستن
اونایی که در جواب ِ “پاشو بریم” میگن کجا؟ و اونایی که میگن بریم. . .


۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

بازدیدکنندگان عزیز لطفاً از مطالب پیشین ما دیدن کنید
در ضمن موضوعات وب احسان رو هم از دست ندید!!
و برای بهتر شدن وبلاگ شگفت انگیز
نظر فراموش نشه ............ ؟

♥   *   ★  ★ *
♡   ☆           ★ 
  ♥     ☆  *  ★   * ♥ ★
*      *   ★     ★  ♡  *
 ★ ★   ☆  ★ *
  ♡     ★  *   ★   *   ☆
★  *  ★  *  ☆  ★  

♥   *   ★  ★ *★  *  ☆  ★  


___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_________█
________█
________█
♥   *   ★  ★ *
♡   ☆           ★ 
  ♥     ☆  *  ★   * ♥ ★
*      *   ★     ★  ♡  *
 ★ ★   ☆  ★ *
  ♡     ★  *   ★   *   ☆
★  *  ★  *  ☆  ★  

♥   *   ★  ★ *★  *  ☆
موضوعات وب احسان

 اخبار روز شهرستان دهلران کلیک کنید

 شگفت انگیز وبلاگ اصلیم

امکانات وب شگفت انگیز

shoeyb




جستجو در وب شگفت انگیز
بک لینک مدیر وبلاگ : احسان صحرایی