وبلاگicon
✿شگفت انگيز✿ܓܨ Wonderful ❤Phenomenal ☆

✿شگفت انگيز✿ܓܨ Wonderful ❤Phenomenal ☆
ღღ هــــــوای حوصله ابـــــریست ღღ ☆ باور كردني نيست اما حقيقت دارد ! وب شگفت انگیز اتفاقی نیست ..☆ 
قالب وبلاگ
دوستان عزیزم
مطالب جالب و خواندنی

غم انگیز وبلاگ دومم

شگفت انگیز اتفاقی نیست
رسول اکرم ( ص ) :

گناه کمتر کن تا مرگ بر تو آسان گردد

از قرض بترسید که مایه غم شب و ذلت روز است

پسرک به قصد شنا در حوضچه آبی پرید و چون فن شنا نمی دانست در حال غرق شدن بود که مردی او را دید و با سرعت بطرف او آمد. پس او را سرزنش بسیار می کرد که چرا اینچنین جان خود را به خطر انداخته. پسرک را که دمقی چندان نمانده بود به آن مرد گفت:

"ای مرد اول مرا نجات ده و سپس سرزنش نما"

**********************************

 

چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست .
سنگ بعد از این که پرتاب شد
                دشنام .. بعد از این که گفته شد..
                            موقعیت
. بعد از این که از دست رفت
 و زمان
بعد از این که گذشت و سپری شد

 


برچسب‌ها: بشنو و بفهم
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

به جای پــــاک کردن اشــــکـــهایتان آنهایی که باعث گــــریـــــــــه تان می شوند را پــــاک کنید

[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

 اگر جايي که ايستاده ايد را نمي پسنديد، 

                      عوضش کنيد شما درخت نيستيد 

ابوسعید ابوالخیر در مسجدی سخنرانی داشت مردم از تمام اطراف روستاها  

و شهرها آمده بودند، جای نشستن نبود و بعضی ها در بیرون نشسته بودند. 

 پس شاگرد ابوسعید گفت شما را به خدا از آنجا که هستید یک قدم پیش بگذارید. 

 همه یک قدم پیش گذاشتند. 


پس نوبت به سخنرانی ابو سعید رسید او از سخنرانی خودداری کرد!  

مردم که به مدت یک ساعت در مسجد نشسته و خسته شده بودند، 

 شروع به اعتراض کردند. ابوالسعید پس از مدتی سکوت گفت:  

هر آنچه که من می خواستم ب گویم شاگردم به شما گفت، 

 شما یک قدم به جلو حرکت کنید تا خدا ده قدم به شما نزدیک شود. 

 

در ادامه می خوانید سوالات مصاحبه برای استخدام یک فرد باهوش 

 که به آسونی تسلیم سوالات سخت نمیشه


ادامـــــــه مطــــلب کلـــــــیک کـــــــنید !!! بدو بیا ادامه مطلب ......... ؟
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

 امام کاظم علیه‌ السلام :
 
 هرکس مؤمنی را شاد کند،
ابتدا خدا را شاد کرده
و دوم پیامبر صلی الله علیه و آله را
و سوم ما را  

------------------------------------------------

از حکیمی پرسیدند :

چرا از کسی که اذیتت می کند انتقام نمی گیری ؟

با خنده جواب داد :

آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته گاز بگیری .  

****************** 

************************* 

كاروانی از مردمان كاشان شكایت به نزد حاكم بردند

كه دو راهزن ، كاروان صد نفری ما را غارت كردند .

حاكم با تعجب پرسید :« چگونه صدنفر از پس دو نفر بر نیامدید ؟»

یكی از آنان در پاسخ گفت : « آن ها دو نفر بودند همراه و ما صد نفر بودیم تنها!


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: مطالب خواندني، مطالب با حال
برچسب‌ها: آورده اند که, داستان های طنز
[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]
چقد طول ميکشه تا اين فقر تموم شه بابا ؟ *  

چهل روز پسرم * يعني بعد چهل روز پولدار ميشيم بابا ؟ * 

 نه پسرم نه بهش عادت مي کنيم   

... مردي از خدا دو چيز خواست...  

يک گل و يک پروانه...  

اما چيزي که به دست آورد يک کاکتوس و يک کرم بود. 

 غمگين شد.با خود انديشيد شايد خداوند من را دوست ندارد 

 و به من توجهي ندارد  چند روز گذشت. 

 از آن کاکتوس پر از خار گلي زيبا روييده شد 

و آن کرم تبديل به پروانه اي زيباشد. 

 اگر چيزي از خدا خواستيد و چيز ديگري دريافت کرديد به او اعتماد کنيد.  

خارهاي امروز گلهاي فردايند

[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

در ایام صدارت امیرکبیر روزی احتشام الدوله  عموی ناصرالدین شاه که والی بروجرد بود به تهران آمد و به حضور امیرکبیر رسید.

امیرکبیر از احتشام الدوله پرسید: وضع بروجرد چطور است؟

حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدری امن و امان است که گرگ و میش از یک جوی آب میخورند.

امیر برآشفت و گفت: من میخواهم مملکتی که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگی وجود نداشته باشد که در کنار میش آب بخورد. تو میگویی گرگ و میش از یک جوی آب میخورند؟

 
پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری رفت

پدر دختر رو به پسر کرد و گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد پس من به تو دختر نمیدهم

چندی بعد پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر رفت ، پدر دختر با ازدواج موافقت کرد و در مورد اخلاق پسر گفت : انشاءالله خدا او را هدایت میکند

دختر گفت: پدر، مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟

[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

روزی ایوان تورگینف، نویسنده ی مشهور روس، با مرد فقیری برخورد کرد که از او صدقه خواست.
وی می گوید: من به تمام جیبهای خود دست زدم،ولی چیزی نبود.

فقیر همچنان انتظار می کشید و دست دراز شده اش کمی منقبض و لرزان. در حالی که پریشان و ناراحت شده بودم دست کثیف او را گرفتم و فشردم و گفتم: برادر،از دست من عصبانی نشو، چیزی همراهم ندارم.
فقیر چشمان قرمز شده اش را بالا آورد، تبسمی کرد و گفت: تو مرا برادر خطاب کردی، و این در حقیقت هدیه ای است که به من دادی.

[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]

ﮔﻠﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﺮﻭﯾﻨﺪ ﻋﻄﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ آنجا ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ آن ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﭼﻪ ﻧﮕﺬﺭﺩ ﻣﻌﻄﺮ ﺑﻮﺩﻥ، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﮔﻞ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ و بی هیچ توقعی لبخند میزنند ومهربانند تقدیم به آنهایی که بی توقع مهربانند، تقدیم به شما .

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد

یهودا پرسید: چرا خندیدی ؟ این جا که جای خنده نیست

یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی می‌تواند به من اظهار دشمنی کند با این که برادران نیرومندی دارم ؟

اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خدا تکیه گاهی نیست …

" ای دل پاره پاره ام , دیدن اوست چاره ام "
" اوست پناه و پشت من , تکیه بر این جهان مکن "

[ ] [ ] [ احسان صحرایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وب شگفت انگیز


( الله نور السماوات و الأرض )

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جنگل به سلطانش مینازه...
بلاگفا هم به شگفت انگیز

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ

بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا

هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سلام دوست عزیز ممنون که این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردید .
احسانم و به شما خیر مقدم می گویم .
-------------------------------------------
پیشنهاد دوستانه :
به جای اینکه وقت خود را برای خواندن و دیدن چندین وبلاگ جدید هدر دهید موضوعات و مطالب وب شگفت انگیز را چندین بار بخوانید !!!

ღღღღღღღღღღღღ

یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و برگ و گل و خار،
همه همسایه دیوار به دیوار همند..
-------------------------------------------
شعار وب شگفت انگیز :

من مسئول آنچه هستم ، که می گویم؟
نه آنچه که شما برداشت می کنید!!!

شگفت انگیز اتفاقی نیست .....

++++۞۞۞۞۞۞++++++


گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
و گرنه من همان خاکم که هستم

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

آدما دو دسته هستن
اونایی که در جواب ِ “پاشو بریم” میگن کجا؟ و اونایی که میگن بریم. . .


۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

بازدیدکنندگان عزیز لطفاً از مطالب پیشین ما دیدن کنید
در ضمن موضوعات وب احسان رو هم از دست ندید!!
و برای بهتر شدن وبلاگ شگفت انگیز
نظر فراموش نشه ............ ؟

___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_________█
________█
________█
موضوعات وب احسان

 شگفت انگیز وبلاگ اصلیم

امکانات وب شگفت انگیز

shoeyb




جستجو در وب شگفت انگیز
بک لینک مدیر وبلاگ : احسان صحرایی